سپنج

بالغ و نابالغ

یکی از ویژگی‌های افراد بالغ، تبدیل رویدادها به صحنه‌ انتخاب است و بر عکس، اشکال فرد نابالغ این ا‌ست که همه چیز را به جبر تبدیل می ‌کند و خود را در هیچ امر یا اشتباهی، مقصر نمی ‌داند!

 به طور مثال اگر انتخاب اشتباهی در ازدواج داشته، مدعی‌ است که به جبر، بدبخت شده و در هیچ تصمیم‌ گیری ‌ای دخالت نداشته ا‌ست و این دیگرانند که مقصرند، حتی یادش می‌ رود که چقدر ملتهب بوده و یا پافشاری و یا حتی سکوت کرده و به این امر تن داده، به هر حال تن دادن و به جبر دیگران بودن هم یک اختیار است!

یا از کارش راضی نیست و یادش نمی ‌آید که خودش با تلاش بسیار وارد فلان حرفه شده و حتی زحمت بسیار برای این شغل کشیده...

در واقع فرد با این عدم قبولِ قدرتِ انتخاب، تمام حیثیت خویش و تلاش ‌ها و زمانی که گذاشته را زیر سوال می ‌برد و این یعنی هیچ رفتاری از او دست خودش نبوده و در انفعال، نادانی و بی‌ دست و پایی و به جبر زمانه یا اطرافیان، تا به حال، کار کرده، ارتباط با دیگران گرفته، رفاقت کرده و روزگار گذرانده؟!!

در واقع با هر آدمی می ‌شود کار کرد و ارتباط گرفت به جز فردی که همیشه “بی ‌تقصیر" است و متاسفانه در ایران، در اغلب رده ‌های اجتماعی و شخصیتی، این بی‌ تقصیری مُد جامعه و خانواده‌ ها‌ست!

البته هستند افرادی که از آن ور بوم افتاده ‌اند و خطای دیگران را هم به عهده و باز هم دچار انفعال می ‌شوند و کاسه چه کنم چه کنم دست می ‌گیرند.

یادمان باشد در هر رویداد اشتباه، اختلاف و به هم ‌ریختگی یا بحران، مسئله‌ اصلی، اصلاح و جبران‌ است، در این که هرکسی سهم خود را باید بپذیرد هم شکی نیست، ولی دنیا نیاز به شمردن مقصرها ندارد، دنیا و کارهای مانده و بحران ‌هاش، نیاز به آدم ‌های موثر دارد، آدم ‌های بالغی که مسئولیت انتخاب ‌های خویش را می ‌پذیرند و آن قدر متعهدانه این مسئولیت ‌پذیری را اجرا می ‌کنند که در لحظه، می ‌توانند آدم ‌های موثری باشند آن هم با خیالی مطمئن و آرام که قادر باشند بر وقایع زندگی خویش و پیرامون آن، خلاقانه، عمل و مدیریت نمایند.

منبع: عاطفه برزین